تبلیغات
خونه اینجاست ساده اما صمیمی - تق تق تق
خونه اینجاست ساده اما صمیمی

نمیدونم چی بنویسم فقط میخوام بنویسم روزای عجیبیه نه خوب نه بد شاید بهتره بگیم بیهوده
خدایی نمیدونم چی بنویسم انگار حس نوشتن هم تو وجودم مرده به خودم خندم میگیره
خودمو بدجوری گم کردم
انگاری راهی برای برگشتن به اونی که بودم  نیست دلم برای خودم خیلی تنگ شده
تا حالا دلت برا خودت تنگ شده؟...
یه حس بده یه حسی که نمیتونی به هیچکی بگیش یه حسی که اتیش میزنه وجودتو
خسته ای از همه دنیا و بیشتر از همه از خودت
حس میکنی دیگه برای اونی که مهمترینه تو زندگیت قابل اعتماد نیستی
خدایی بد حسیه نبودن و نداشتن خودت
دلت میخواد از این که هستی دل بکنی و ازاد بشی
دلت میخواد اروم بشی اما نمیدونی چطوری
هیچکی نمیفهمه چته
نه که نفهمه چته نمیتونی بگی چته
دلت میخواد بری جایی که حالا که خودتو نمیشناسی هیچکی هم نشناست
دلت میخواد غرق تنهاییت بشی
دلت میخواد غم دنیا از زندگیت بره بیرون
راستش یه مدته پیر شدم
دلم تنگه جونیه
جونی که نکردم
یکشبه ده سال پیر بشی و نفهمی چرا؟
همیشه تو دلت بمونه چرا؟
خنده داره زندگی اسم این تایپک و گزاشتم تق تق  تق چون میخوام انقد در خونه خدا رو بزنم تا اخرش باز کنه در رو به روم دست خالی ردم نکنه باید بدونه  من بدون اون ارامش ندارم

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن 1390 ساعت 01:41 ق.ظ توسط همسرت ... نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت