تبلیغات
خونه اینجاست ساده اما صمیمی - چه دنیای غریبی
خونه اینجاست ساده اما صمیمی



برای زندگیم یه طوفان پیش اومد طوفانی که همه دار

 و ندارم همسر عزیزمو داشت ازم میگرفت داشتیم

انقدر از هم دور میشدیم که دیگه دستامون به هم نرسه

خیلی سخت بود دیگه داشتم کم میاوردم شیطان داشت

 باوسوسه هاش زندگی که با توکل به خدا فقط به دست

 اوردیمو ازمون میگرفت 1ماه شب و روزم شد گریه

شد  وغصه هیچکی نمیفهمید چمه غیر خدا ولی یه

 درس بزرگ گرفتم از این اتفاق تو زندگیم این اتفاق

 رو هیچ وقت یادم نمیره هرگز همیشه یادمه چه به

سرم اومد تو این غربت ولی وقتی یادم بیاد که بهش

فکر کنم یادم میاد یکی همیشه کنارمه یکی همیشه

عاشقمه یکی وقتی سرش داد زدم دست نوازش کشید

 به سرم یکی با تمام غصه هام پذیرفتم همیشه بهم

میگفتن خدا بزرگه اما باور نداشتم بزرگیشو اما

اینبار با تمامی سختی که کشیدم حضورشو با تمام

وجود کنارم حس کردم دیدم وقتی داد میزنم به

درگاهش با لبخند جوابمو میده وقتی از غصه هام

میگم نمیگه برو وقتی خوب شدی بیا قبولم میکنه دیدم

 اون با اغوش باز پذیرفتم تو لحظه ای که هر کی

دیگه جای من بود وقتی کمرش شکسته بود وقتی

همچیشو از دست رفته میدید  کم میاورد و میزد زیر

 همه قول و قرارایی که با دلش گذاشته اون قلبمو

 اروم میکرد بهم قدرت میداد بجنگم بهم نیرو میداد

 بمونم و کم نیارم یاد گرفتم از این به بعد غیر در

 خونه خودش هیچ جا نرم چون فقط اونه که منو دلمو

 تو هر حالی پذیراست



شکر عظمتت خدای مهربونم

نوشته شده در جمعه 16 دی 1390 ساعت 06:12 ب.ظ توسط همسرت ... نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت